سرویس اجتماعی :  زمستان که مى شد، مادرم عمامه به سرم مى پیچید...IMAGE635277950375740197

به گزارش کلاس بیست ، مقام معظم رهبرى در مورد روز اولى که به دبستان رفتند، فرمودند: روز اولى که ما را به دبستان بردند، روز خوبى بود؛ روز شلوغى بو؛ بچه ها بازى مى کردند، ما هم بازى مى کردیم . اتاق ما کلاس بسیار بزرگى بود باز به چشم آن وقت کودکى من وعده بچه هاى کلاس اول ، زیاد بود.

حالا که فکر مى کنم ، شاید سى نفر، چهل نفر، بچه هاى کلاس اول بودیم ؛ و روز پرشور و پرشوقى بود و خاطره بدى از آن روز ندارم .البته چشم من ضعیف بود، هیچ کس هم نمى دانست ، خودم هم نمى دانستم ؛ فقط مى فهمیدم که چیزهایى را درست نمى بینم .

بعدها چندین سال گذشت و من خودم فهمیدم که چشم هایم ضعیف است ؛ پدر و مادرم فهمیدند و برایم عینک تهیه کردند. آن وقت ، وقتى که من عینکى شدم ، گمان مى کنم حدود سیزده سالم بود؛ لیکن در این دوره اول مدرسه و این ها این نقص کار بود. قیافه معلم را از دور نمى دیدم ، تخته سیاه را که روى آن مى نوشتند، اصلا نمى دیدم ؛ و این مشکلات زیادى را در کار تحصیل من به وجود مى آورد. حالا خوشبختانه بچه ها در کودکى ، فورا شناسایى مى شوند و اگر چشم هاشان ضعیف است ، برایشان عینک مى گیرند و رسیدگى مى کنند.

آن وقت اصلا این چیزها در مدرسه یى معمول نبود.البته این مدرسه ما یک مدرسه به اصطلاح غیر دولتى بود، به علاوه مدرسه دینى بود که معلمین و مدیرانش از افراد بسیار متدین انتخاب شده بودند، و با برنامه اندکى دینى تر از معمول مدارس آن روز، اداره مى شد؛ چون آن مدرسه اصلا برنامه دینى درستى نداشت و کسى توجه و اعتنایى به آن نمى کرد.

یک نکته جالب از دوران دبستان رهبر عزیز انقلاب در مورد معمم شدن خود، در دوران نوجوانى فرمودند: چیزى که حتما مى دانم جالب است ، این است که من همان وقت ، معمم بودم ؛ یعنى در بین سنین ده و سیزده سالگى که ایشان سؤ ال کردند من عمامه سرم بود و قبا تنم بود.

قبل از آن هم همین طور، از اوایلى که به مدرسه رفتم با قبا رفتم منتهى تابستان ها با سر برهنه مى رفتم ، زمستان که مى شد، مادرم عمامه به سرم مى پیچید.مادرم خودش دختر روحانى بود و برادران روحانى هم داشت ، عمامه پیچیدن را خوب بلد بود؛ سر ماها عمامه مى پیچید و به مدرسه مى رفتیم . البته اسباب زحمت بود که جلوى بچه ها، یکى با قباى بلند و لباس جور دیگر باشد. طبعا مقدارى حالت انگشت نمائى و این ها بود؛ اما ما با بازى و رفاقت و شیطنت و این طور چیزها جبران مى کردیم ، نمى گذاشتیم که در این زمینه خیلى سخت بگذرد./جام نیوز

خاطرات و حکایتها، ج 1 ص 10. خطبه بدون نقطه حضرت علی علیه السلام با ترجمه